و عشق نه نجواي شبانه بود
که خواب مانعاش شود
و نه تشويش ناخواسته روز
که کسرت کار به فراموشی سپاردش!
عشق
نديدن همه آن چيزهايی بود
که خالصانه در سفرهام بود
و تو نخواستی ببينی
و بی اعتنا گذشتی!
از همه آنچه که تنها براي ضيافت تو گرد آورده بودم!