من هيچوقت حسرت را دوست نداشتم!
اما:
کاش هيچوقت در حسرت لبخند پيشوازت، در لحظه خداحافظی نميماندم!
کاش هيچوقت در حسرت آماج کلمات روزهاي سبز شمال، در لحظات سخت تهران نميماندم!
و کاش هيچگاه، در حسرت اعتقاد به با هم بودن روزهاي پر اميدمان، در لحظات خسته روحت نميماندم!
کاش تنهاييمان را نميخواستی!
.
.
.
.
من هميشه از حسرت متنفر بودم!