و عمر رفته را ديگر بار بر باد ديديم!
او گريست و من خنديدم!
او از ناتواني و من از ناتوانی!
ديگر دعايمان هم به کار نميآيد!
اینجا جاییه برای من و نوشته هام. نمیدونم خوشتون میاد یا نه، اما من هر چی بنویسم اینجا میذارم. فقط لطفا تا جایی که میتونید به خودتون نگیریدشون. راستی، از نظر من اینا هیچکدوم شعر نیستن که میخونید، متنایی هستن که برای راحتی در خوانش، مقطع مینویسمشون:)